فرهیختگان نوشت: یکی از ویژگیهای بدیهی وقوع جنگ در هر جامعهای زیر ضرب قرارگرفتن شئون عادی زندگی و زیست مردم آن جامعه است. پس از آغاز جنگ رمضان در نهم اسفند ۱۴۰۴ این واقعیت از دید مردم ایران هم پنهان نماند که آغاز این نبرد سرنوشتساز میتواند سختیها و موانعی را متحمل ریتم عادی زیست عادیشان کند. وادی سرگرمی نیز از این قاعده کلی و رایج مستثنی نبود، بهطوریکه در این ایام، معمولا کاربران پلتفرمها، بهخصوص در ابتدا کمتر به محتواهای انتشاریافته در سکوهای نمایش سر میزنند و فکر و ذکرشان مسائل دیگر نظیر تأمین معاش و امنیت خانواده است.
اما اگر فکر میکنید چراغ شبکه نمایش خانگی در این ایام خاموش شد و هیچ برنامهای در کنداکتور این رسانهها قرار نگرفت سخت در اشتباهید. بازه اسفند ۱۴۰۴ تا نیمه فروردین ۱۴۰۵ سریالها و برنامههای سرگرمکنندهای در خروجی پلتفرمها قرار گرفتند تا به این واسطه در سختترین آزمون خود سربلند بیرون بیایند.
از تجربه صنعت بومی سرگرمی در ایران مدتزمان زیادی نیست که میگذرد و در همین زمان کوتاه هم با مشکلات و موانع متعددی مواجه شده است. با وجود این، حتی جنگی که یک طرف آن دو جنایتکار شناسنامهدار هستهای، یعنی آمریکا و رژیم صهیونی قرار گرفتهاند هم باعث نشد تا سیر طبیعی و عادی شبکه نمایش خانگی با خللی مواجه شود؛ بهطوری که بهار ۱۴۰۵ با بازه زمانی مشابه در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۳ پرده از چند واقعیت جالب برمیدارد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد.
کمیت تغییر نکرد، حتی ممکن است بالاتر هم برود
وقوع جنگ در نهم اسفند سال قبل و ادامه آن تا پایان دهه دوم فروردین سال جاری این گمان را تقویت کرد که نفس شبکه نمایش خانگی در بهار ۱۴۰۵ به شماره خواهد افتاد و از منظر کمّی، تراکم محتوا در سکوهای پخش با کاهشی جدی روبهرو خواهد شد. این اتفاق خوشبختانه با وجود نبردی همهجانبه و تعطیل شدن ریتم عادی زندگی رقم نخورد تا ثابت شود پلتفرمها نیز مانند سینما و تلویزیون در بزنگاهها و مواقع حساس و استثنایی به راه خود ادامه میدهند و آمریکا و اسرائیل هم نمیتوانند مانعی برایشان در این مسیر به وجود بیاورند.
پخش دو سریال «موبهمو» و فصل دوم «وحشی» در روزهای آخر اسفند به پایان رسید و هشت سریال «هزارتو»، «هزار و یک شب»، «بدنام»، «بیعاطفه»، «گلسنگ»، «هفت»، «اهل ایران» و «بیستویک» هم از روزهای منتهی به عید نوروز و فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ بهمرور در کنداکتور پخش قرار گرفتهاند. این یعنی محتوای پخش شده در VOD ها از نظر کمّی نهتنها تفاوتی با سالهای پیش نداشته، بلکه در ادامه با اضافهشدن محتواهای جدید تا پایان خردادماه میتواند در مدت مشابه از بهار ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ هم پیشی بگیرد. در بهار ۱۴۰۳ هشت سریال، در سه ماه نخست سال گذشته، ۹ مجموعه تلویزیونی و در دو ماه فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ تا امروز هشت سریال از سکوهای رسمی منتشر شدهاند.
کیفیت را دریابید دوستان!
نقطه خاکستری سریالهای بهار ۱۴۰۵ در مقایسه با سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ در مقوله کیفیت خلاصه میشود، بهطوریکه اگر سریال «اهل ایران» را بهعنوان یک اثر «آنتولوژی» فاکتور بگیریم باقی پروژهها و محتواهایی نیستند که در یادها باقی بمانند. در سال ۱۴۰۳ «آیدا پناهنده» با «در انتهای شب»، «سامان مقدم» با سریال «افعی تهران» و «محمدحسین مهدویان» با «زخم کاری؛ انتقام» (فصل سوم) نامهایی بودند که هم بهواسطه شهرت خود و هم به وسیله سوژه درگیرکننده تولیداتشان توانستند خودی نشان دهند و دیده شوند.
در سال ۱۴۰۴ اوضاع حتی بهتر هم بود، زیرا فاصله کیفی سریالهای خوب با آثار متوسط و ضعیف بهقدری نبود که بیننده نسبت به تماشای هرکدام از آنها گارد بگیرد و محتوای موردنظر را رها کند. برای نمونه، «تاسیان» مجموعه پربحث و جنجالی «تینا پاکروان»، «سووشون» با حواشی پخش قسمت نخست و بهعنوان اقتباسی از رمان مهم «سیمین دانشور» و «اجل معلق» در مقام یک کمدی قابل تأمل نگاه مخاطب را به خود جلب و از دیگر محتواها میدزدیدند و هریک دنبالکنندگان خاص خود را داشتند. از طرف دیگر، فصل اول سریال «وحشی» به کارگردانی «هومن سیدی» هم خود وزنهای دیگر در این میان بود. ازسویدیگر آغاز به کار پلتفرم «شیدا» با سریال «آبان» هم به سهم خود حواشی زیادی در پی داشت که بخشی از آن فنی و کیفی و بخشی دیگر مسائل مربوط به محتوا و بازی اثر با خطوط قرمز اخلاقی جامعه بود. پخش سریال کمسروصدا و بیحاشیه «کنکل» با حداقل تبلیغات میدانی هم اتفاق مهم دیگری در این بین بود. کنکل جزو معدود تولیدات شبکه نمایش خانگی بهحساب میآمد که بدون اهمیت به فرامتنها تنها به دنبال جذب مخاطب فکر میکرد و این مهم را تنها از متن و روال عادی پیشبرد درام عرضی و طولی درام میگرفت. قضیه اما در رابطه با سریالهای بهار ۱۴۰۵ بهکل متفاوت است. اسامی مطرحی چون «کمال تبریزی»، «مصطفی کیایی»، «بهنام بهزادی» و «حامد عنقا» در این بازه زمانی سریال دارند ولی هنوز نتوانستهاند نبض مخاطب را به دست بگیرند. البته ذکر این نکته ضروری است که تاکنون تنها یک قسمت از مجموعه «بیستویک» پخش شده و به دلیل محدودیتها در دسترسی به شبکههای اجتماعی نظیر «ایکس» و «اینستاگرام» نمیتوان به قضاوت مناسبی لااقل از زاویه دید مخاطبان نسبت به محتواهای موردنظر دستیافت. باری، با اندکی وبگردی به نگاه نهچندان مثبت منتقدان و ژورنالیستهای سینمایی نسبت به سریالهای بهار ۱۴۰۵ برمیخوریم؛ البته هنوز نیمی از بهار ۱۴۰۵ باقی مانده و میتوان هنوز انتظار داشت تا سریالها به کیفیت لازم دست پیدا و مخاطبان را درگیر کنند.
وقتی کمدی به حاشیه میرود
کمدی در بازه زمانی ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ از سهم خوبی میان آثار به نمایش گذاشته شده در شبکه نمایش خانگی برخوردار بود، بهطوریکه ۲۰ درصد از محتوای سریالی در بهار ۱۴۰۳ با آثاری نظیر «اکازیون» و «پسر دلفینی» و ۲۲ درصد از مجموعههای تلویزیونی در بهار ۱۴۰۴ با آثاری مانند «اجل معلق» و «کنکل» به اینگونه اختصاص یافته بود.
البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که بعضی از این سریالها مانند کنکل و پسر دلفینی از ترکیبی دو ژانر شکل گرفتند و همین نکته در نتیجه نهایی درصدگیری اثر میگذارد و دخیل است. در بهار به نیمه نرسیده ۱۴۰۵ هنوز هیچ سریال کمدی برای نمایش در سکوهای پخش بارگذاری نشده و ژانرهای درام خانوادگی (ملودرام) و تریلر در آنها غالب است. بخشی از این رویه ممکن است به شرایط جنگی حال حاضر کشور برگردد، ولی بخش دیگر بدون شک مرتبط با فقدان ایده برای ساخت اینگونه پرمخاطب است.
در سالهای قبل سینما برای ادامه حیات اقتصادی خود احتیاج مبرمی به اکران کمدی داشت و تلویزیون و شبکه نمایش خانگی هم از این قاعده مستثنی نبود، اما گویا تمام این مدیومها برای جذب نگاه مخاطبان خود قید سرمایهگذاری روی کمدیها را زده و روی مسائل بهروز و عینیتر جامعه ایران تأکید کردند. بهنحوی که چه در چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر و چه در سریالهای شبکه نمایش خانگی این تغییر محسوس و استحاله کاملاً احساس میشود. این رویکرد میتواند به شکل کوتاهمدت عدم اقبال بینندگان و کاربران سکوهای پخش را به همراه داشته باشد، ولی باید عنوان کرد در میانمدت و با تمرکز بر ایدههای نو و بدیع، منحنی تربیت سلیقه مخاطبان کامل میشود و کمدی از برج عاج همیشگی خود پایین میآید. پس جنگ رمضان در کنار فهم جدید دستاندرکاران امر از مسئله سرگرمی باعث شده توجهات از روی یکگونه بهخصوص برداشته شود و سینما و سرویسهای پخش آنلاین از معضل تک ژانری شدن فاصله بگیرند. این رویکرد البته نباید به حذف کمدی منتج شود.
